عشق،ثروت یا موفقیت
تهیه کننده : سلام نقیب/دانشجوی کارشناسی ارشد
زني از خانه خويش بيرون رفت و ديد که سه پيرمرد با ريشهاي سفيد بلند در حياط خانهاش نشستهاند. او آنان را به جا نياورد. پس گفت: گمان نميکنم که شما را بشناسم، اما به نظر ميرسد که گرسنه هستيد، لطفاً به درون خانه بياييد و غذايي بخوريد. آنان در پاسخ گفتند: «آيا مرد خانه نيز درخانه هست؟». آن زن پاسخ داد: نه، او در خارج از خانه است.
آنان اظهار داشتند: پس ما نميتوانيم وارد خانه شما شويم. اوايل شامگاه، وقتي که شوهر آن زن به خانه بازگشت، همسرش آنچه را که اتفاق افتاده بود، برايش تعريف کرد. شوهر گفت: برو به آنان بگو که من به خانه بازگشتهام و از آنان دعوت کن به اندرون بيايند
آن زن به حياط رفت و از آنان خواست تا براي صرف غذا به درون خانه بروند. آن سه مرد در پاسخ گفتند: «ما با يکديگر وارد خانه نميشويم.» زن علت را جويا شد. يکي از مردان در حالي که انگشتش را به سوي ديگري دراز کرده بود، گفت: «نام او ثروت است و آن يکي موفقيت نام دارد و من هم عشق هستم.» او سپس افزود: حال به درون خانه برو و موضوع را با شوهرت در ميان بگذار تا معلوم شود کداميک از ما را ميخواهيد که به خانهتان بياييم. آن زن به درون خانه رفت و ماجرا را تعريف کرد. شوهر که به هيجان افتاده بود، اظهار داشت: جالب است. حال که چنين است بگذار تا ثروت را به خانهمان دعوت کنيم. بگذار او بيايد و خانهمان را از ثروت انباشته گرداند. اما زن موافق نبود و گفت: عزيزم، بگذار موفقيت را به خانهمان راه بدهيم.
در اين موقع دختر نوجوانشان که از گوشه اتاق اين گفت و گو را ميشنيد، جلو رفت و بهعنوان پيشنهاد گفت: آيا بهتر نخواهد بود که از عشق بخواهيم به درون خانهمان بيايد و محيط خانه را از مهر و محبت انباشته سازد؟ شوهر به زنش گفت: حال که اينطور است، بگذار به حرف دخترمان عمل کنيم. پس به حياط برو و از عشق بخواه که به درون بيايد و ميهمان ما باشد.
آن زن دوباره بيرون رفت و پرسيد: کدام يک از شما سه نفر، عشق هستيد؟ لطفاً به درون بيا و ميهمان ما باش.
پيرمردي که نامش عشق بود از جاي برخاست و به سوي خانه راه افتاد، اما آن دو نفر ديگر نيز به دنبال او راه افتادند، آن زن به ثروت و موفقيت گفت: من فقط از عشق دعوت کردم به درون خانه بيايد، شما دو نفر چرا راه افتادهايد؟ آن مردان پير در پاسخ گفتند: اگر شما ثروت يا موفقيت را به اندرون فرا خوانده بوديد، دو نفر ديگر در بيرون از خانه باقي ميماندند، اما چون عشق را به درون دعوت کردهايد هرجا که او برود ما نيز با او ميرويم. هرجا که عشق باشد، ثروت و موفقيت هم خواهد بود.
